اخلاق و ارزشها از دیدگاه رفتاری
Ethics and Values in Behavioral Perspective
معرفی و خلاصه
نویسندگان مقاله «Ethics and Values in Behavioral Perspective» موقعیت اخلاقی را شامل دو مرحله اساسی میدانند: نخست، ارزیابی پیامدهای مورد انتظار مسیرهای مختلف رفتاری بر اساس معیارهای درست و نادرست؛ و دوم، انجام رفتاری که در مرحله نخست ارزشمندتر ارزیابی شده است. اهمیت این تمایز در آن است که نویسندگان برخلاف تبیینهای سنتی، منشأ ارزیابی اخلاقی و رفتار اخلاقی را به ذهن، روح، وجدان یا اراده آزاد نسبت نمیدهند. از منظر رفتاری، ارزیابی اخلاقی باید در ارتباط با رویدادهای کلامی حاضر، تاریخچه یادگیری و شرایط محیطی تحلیل شود و رفتار اخلاقی نیز بهعنوان بخشی از تداوم تاریخی رفتار فرد در نظر گرفته شود. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این نیست که «چه چیزی در درون فرد موجب رفتار اخلاقی میشود؟»، بلکه این است که «چه شرایطی در تاریخچه فرد و محیط کنونی او موجب شکلگیری و حفظ رفتار اخلاقی میشوند؟» در این مقاله، اخلاق بهعنوان مجموعهای از تجویزها برای تحقق ارزشهای اجتماعی تحلیل میشود. حقوق افراد نیز بیانگر تجربههایی هستند که یک جامعه آنها را ارزشمند تلقی میکند؛ برای مثال، رضایت آگاهانه در پژوهش یا دریافت درمان مؤثر در خدمات توانبخشی. بااینحال، یک اصل اخلاقی یا یک حق اجتماعی معمولاً مشخص نمیکند که دقیقاً چه رفتارهایی، تحت چه شرایطی و از طریق چه فرایندهایی باید رخ دهند تا پیامد مورد نظر تحقق یابد. نویسندگان از همین نقطه، امکان تحلیل رفتاری اخلاق را مطرح میکنند. از منظر آنان، حقوق و ارزشهای اجتماعی را میتوان بهمثابه توصیفهایی از همایندیهای رفتاری در نظر گرفت. بنابراین، ارزش یک نظام اخلاقی را باید نه صرفاً در وجود قوانین، بلکه در تجربه واقعی افراد و در میزان انطباق پیامدهای واقعی با پیامدهای مطلوب اجتماعی ارزیابی کرد. این دیدگاه، اخلاق را از سطح مجموعهای از اصول انتزاعی به سطح تحلیل شرایط، رفتار و پیامد منتقل میکند. نویسندگان سه موضع عمده درباره معیارهای اخلاقی را بررسی میکنند: مطلقگرایی، نسبیگرایی و رویکرد رفتاری. در مطلقگرایی، درست و نادرست بهعنوان معیارهایی ثابت و جهانشمول در نظر گرفته میشوند. در نسبیگرایی، معیارهای اخلاقی تابع شرایط فرهنگی، نیازهای گروه و زمان هستند. نویسندگان نشان میدهند که هیچیک از این دو موضع بهسادگی با مبانی طبیعیگرایانه علم رفتار سازگار نیستند. در مقابل، Skinner تلاش میکند معیاری طبیعی برای ارزش ارائه کند و «بقا» را بهعنوان استانداردی برای خوب و بد در نظر میگیرد. بر این اساس، رفتاری که در جهت حفظ و تداوم یک نظام عمل میکند، ارزشمند تلقی میشود. بااینحال، مقاله در ادامه نشان میدهد که استفاده از بقا بهعنوان یک معیار مطلق، بهویژه در مورد طراحی و تغییر فرهنگها، با محدودیتهای جدی پیشبینیشناختی مواجه است. یکی از مهمترین مباحث مقاله، بازتعریف مفهوم «دانستن» از منظر رفتارگرایی است. نویسندگان بر این اساس تأکید میکنند که دانش یک موجودیت درونی یا شیء قابلمالکیت نیست؛ بلکه «دانستن» را باید نوعی رفتار یا repertoire رفتاری دانست. در زمینه اخلاق، این تمایز اهمیت ویژهای دارد. دانستن اینکه چه چیزی درست است، با انجام دادن رفتار درست یکسان نیست. فرد ممکن است یک قاعده اخلاقی را بداند اما در موقعیت مربوطه مطابق آن عمل نکند؛ همچنین ممکن است رفتاری اخلاقی انجام دهد بدون آنکه بتواند آن را بهعنوان رفتاری اخلاقی توصیف کند. از این منظر، مسئولیت اخلاقی نیز صرفاً به «فرد» بهعنوان یک عامل مستقل نسبت داده نمیشود. آنچه فرد میداند و انجام میدهد، محصول تاریخچه تعامل او با همایندیها، قواعد و شرایط فرهنگی است. بنابراین، تحلیل اخلاقی باید بهجای جستوجوی یک ویژگی درونی، شرایط مسئول شکلگیری و حفظ رفتار را بررسی کند. در مرحله دوم موقعیت اخلاقی، فرد یکی از مسیرهای رفتاری را اجرا میکند. نویسندگان در اینجا تفاوت بنیادین میان دیدگاه سنتی و رفتارگرایی را درباره مفهوم «انتخاب» مطرح میکنند. در دیدگاه سنتی، انتخاب یک فرایند درونی و مستقل تلقی میشود که بهوسیله وجدان و اراده آزاد هدایت میشود. در مقابل، دیدگاه رفتاری رفتار فعلی را تداوم تاریخچه رفتاری فرد در تعامل با شرایط کنونی میداند. بنابراین، وجود چند گزینه از منظر ناظر به این معنا نیست که همه آن گزینهها برای فرد بهطور واقعی و رفتاری در دسترس بودهاند. از این منظر، «انتخاب» یک رویداد جدا از رفتار نیست؛ بلکه خودِ رفتاری است که فرد در آن شرایط انجام میدهد. این استدلال یکی از رادیکالترین پیامدهای فلسفه رفتاری برای مفهوم مسئولیت اخلاقی است، زیرا مرکز تحلیل را از «عامل مستقل» به تاریخچه و شرایط کنترلکننده رفتار منتقل میکند. Skinner برای ارائه یک معیار طبیعی برای ارزشگذاری اخلاقی، «بقا» را بهعنوان استاندارد بنیادی مطرح میکند. Hayes و Tarbox این دیدگاه را در سه سطح بررسی میکنند: تکامل زیستی، رفتار فردی و فرهنگ. در سطح رفتار فردی، معادل روانشناختی بقا، «تقویت» است. رفتاری که پیامدهای تقویتکننده دریافت میکند، احتمال بیشتری دارد که در repertoire رفتاری فرد حفظ شود. از این منظر، ارزشگذاری یک رفتار را میتوان بر اساس آثار تقویتکننده آن تحلیل کرد. Skinner همچنین سه سطح ارزش را از یکدیگر متمایز میکند: رفتار برای خیر خود، رفتار برای خیر دیگران و رفتار برای خیر فرهنگ. حرکت از سطح اول به سطوح بالاتر مستلزم آن است که رفتار فرد تحت کنترل پیامدهای دورتر قرار گیرد؛ فرایندی که در انسان تا حد زیادی از طریق محرکهای کلامی و قواعد امکانپذیر میشود. در سطح فرهنگی، قواعد و همایندیهای حمایتی میتوانند رفتار افراد را به سمت پیامدهایی هدایت کنند که فراتر از پیامدهای فوری رفتار آنها قرار دارند. نویسندگان پس از بررسی دیدگاه Skinner درباره بقا، محدودیتهای آن را بهعنوان یک معیار مطلق ارزش مورد بررسی قرار میدهند. استدلال اصلی این است که «بقا» یک outcome یا پیامد است. بنابراین، دانستن اینکه یک رفتار یا practice در گذشته به بقا منجر شده است، الزاماً به این معنا نیست که میتوان بر اساس آن پیشاپیش تعیین کرد که کدام رفتار یا practice در شرایط آینده نیز به بقا منجر خواهد شد. این مسئله در سطح فرهنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا پیامدهای بلندمدت practices فرهنگی ممکن است برای اعضای فعلی فرهنگ مستقیماً قابل مشاهده یا تجربه نباشند. بنابراین، طراحی عمدی یک فرهنگ یا تقویت یک practice خاص بر اساس ادعای اینکه چنین کاری «بقای فرهنگ» را تضمین خواهد کرد، با محدودیت جدی در پیشبینی مواجه است. نویسندگان همچنین با فرض وجود «هدف» یا «جهت» ذاتی در تکامل مخالفت میکنند و تأکید دارند که از منظر علمی، تکامل را نمیتوان فرایندی هدفمند دانست؛ بلکه باید آن را فرایند تغییر در نظر گرفت. یکی از مهمترین پیامدهای مقاله برای رفتاردرمانی این است که اخلاق را نمیتوان صرفاً به رعایت مجموعهای از قوانین حرفهای محدود کرد. هر مداخله رفتاری، بهطور ضمنی یا صریح، بر یک معیار ارزشی مبتنی است؛ زیرا تغییر رفتار تنها زمانی معنادار است که وضعیت حاصل از مداخله از منظر یک معیار مشخص، بهتر از وضعیت پیشین تلقی شود. از این منظر، «چه رفتاری را ایجاد کنیم» به همان اندازه «چگونه آن رفتار را ایجاد کنیم» یک مسئله اخلاقی است. رفتار هدف باید احتمال وقوع در شرایط طبیعی زندگی فرد را داشته باشد و بتواند پس از پایان مداخله تحت کنترل پیامدهای طبیعی و غیرقراردادی حفظ شود. بنابراین، مداخلهای که رفتاری را صرفاً در حضور درمانگر و تحت کنترل همایندیهای مصنوعی ایجاد میکند، اما احتمال حفظ آن در محیط طبیعی پایین است، از منظر این چارچوب ارزش اخلاقی کمتری خواهد داشت. همچنین سرعت و کارآمدی مداخله نیز دارای اهمیت اخلاقی است. اگر دو روش درمانی بتوانند پیامد مطلوب مشابهی ایجاد کنند، روشی که بتواند تغییر پایدار را با کارآمدی و سرعت بیشتر ایجاد کند، از منظر نویسندگان میتواند ارزش اخلاقی بیشتری داشته باشد. در نتیجه، اخلاق حرفهای در تحلیل رفتار باید نهتنها به انتخاب روش، بلکه به انتخاب هدف، شرایط ایجاد رفتار، قابلیت تعمیم و حفظ رفتار، و کارآمدی مداخله نیز توجه کند. مقاله «Ethics and Values in Behavioral Perspective» تلاشی برای ارائه یک تحلیل طبیعیگرایانه از اخلاق و ارزشها در چارچوب علم رفتار است. استدلال مرکزی نویسندگان این است که رفتار اخلاقی را نباید محصول اراده آزاد، وجدان یا یک عامل ذهنی مستقل دانست. موقعیت اخلاقی از تعامل میان تاریخچه رفتاری فرد، شرایط محیطی، قواعد کلامی و پیامدهای رفتار شکل میگیرد. در این چارچوب، اخلاق صرفاً مجموعهای از اصول انتزاعی نیست؛ بلکه باید بتوان آن را در قالب شرایطی تحلیل کرد که رفتارهای مشخصی را ایجاد، حفظ و جهتدهی میکنند. این دیدگاه پیامد مستقیمی برای رفتاردرمانی دارد. انتخاب رفتار هدف، شیوه ایجاد آن، احتمال حفظ رفتار در محیط طبیعی، انتقال کنترل از همایندیهای مصنوعی به پیامدهای طبیعی، و کارآمدی مداخله همگی دارای ابعاد اخلاقی هستند. از این منظر، رفتاردرمانی اخلاقی تنها مداخلهای نیست که «درست اجرا میشود»؛ بلکه مداخلهای است که اهداف آن ارزشمندند، رفتارهای ایجادشده در زندگی واقعی فرد کارکرد دارند، تغییرات آنها پایدارند و شواهد تجربی از اثربخشی و کارآمدی روش مورد استفاده حمایت میکنند. اهمیت مقاله در این است که اخلاق را از حاشیه فلسفی علم رفتار به درون خودِ فرایند تحلیل و تغییر رفتار بازمیگرداند.
Hayes, L. J., & Tarbox, J. (2007). Ethics and values in behavioral perspective. In J. W. Jacobson, J. A. Mulick, & J. Rojahn (Eds.), *Handbook of intellectual and developmental disabilities* (pp. 691–717). Springer. https://doi.org/10.1007/0-387-32931-5_35

ورکشاپ (رایگان) درک گسلش شناختی از منظر نظریه چهارچوب ارتباطی RFT و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
توضیحات ورکشاپ - این ورکشاپ دارای ۲ واحد آموزش مداوم (CE) مورد تأیید انجمن روانشناسی آمریکا (APA)…
شرکت در این دورهاطلاعات مقاله
رویدادهای مرتبط
نظریهی چارچوب ارتباطی در عمل بالینی: سه راهبرد بنیادین برای فهم و درمان رنج انسانی
این مقاله از آن دسته متونی است که برای درمانگر ACT صرفاً یک بحث نظری درباره RFT نیست؛ بلکه تلاش میکند فاصله م…
ارزشها و فرهنگ علمیِ تحلیل رفتار (جلسهی دوم)
مقاله «ارزشها و فرهنگ علمی تحلیل رفتار» به یکی از پرسشهای بنیادی در تحلیل رفتار میپردازد: ارزشها چه جایگاه…
ارزشها و فرهنگ علمیِ تحلیل رفتار (جلسهی اول)
مقاله «ارزشها و فرهنگ علمی تحلیل رفتار» به یکی از پرسشهای بنیادی در تحلیل رفتار میپردازد: ارزشها چه جایگاه…
مقالات مرتبط
از طریق متامدل تکاملی بسط یافته و یافتههای ACT در آن: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) به عنوان یک درمان فرآیندمحور
مقدمه و بستر تکاملی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) پس از چهار دهه مجاهدت علمی و پاسخ به انتقادات روششناخت…
فرآیند تغییر و اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای نشانههای اضطراب و افسردگی در نوجوانان: فراتحلیل کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده
مقدمه و بیان مسئله دوره نوجوانی یکی از حساسترین و پویاترین مراحل رشد و تحول انسان است که با تغییرات عمده روا…
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و علم رفتار بافتاری: بررسی روند پیشرفت یک مدل متمایز در درمانهای رفتاری و شناختی
مقدمه و هدف این مقاله تحلیلی و مرجع که در مجله معتبر Behavior Therapy منتشر شده است [۱]، درمان مبتنی بر پذیرش…
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نظریه چارچوب رابطهای، و موج سوم درمانهای رفتاری و شناختی
محورهای کلیدی و بنیادین مقاله تاریخی استیون هیز (۲۰۱۶) ۱. تبارشناسی تکاملی موجهای سهگانه رفتاردرمانی نویسن…
مدل، فرآیندها و پیامدهای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
مقدمه و جایگاه تاریخی مقاله این اثر به عنوان منشور بنیادین و تاریخی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) شناخته…
ارزشها در تحلیل رفتار بالینی چیست؟
مقدمه و طرح مسئله رواندرمانی همواره آمیخته با چالشهای اخلاقی، نظری و فنی در خصوص مرزها و اهداف بالینی است.…
سایر مقالات
مفهوم کارکرد در تحلیل رفتار
این مقاله علمی-پژوهشی و نظری برجسته که در سال ۲۰۱۱ در مجله معتبر علمی Revista Mexicana de Análisis de la Condu…
بازسازی نظریه چارچوب ارتباطی (RFT) از منظر میدان اینتربهویوریستی: چارچوب ارتباطی واقعاً چیست؟
این مقاله نظری و فلسفی بنیادین که در سال 2025 در مجله معتبر علمی Perspectives on Behavior Science به چاپ رسیده…
دیدگاهگیری به عنوان یک پیوستار
این مقاله علمی-پژوهشی و نظری برجسته که در سال 2014 در مجله معتبر علمی The Psychological Record به چاپ رسیده اس…